17 شهریور 1357

تاریخ : 1357/06/17

قیام خونین ۱۷ شهریور57 در روند پیروزی انقلاب اسلامی تاثیر شگرفی داشت، چرا که در ابعاد داخلی، رویارویی و تقابل ملت با رژیم شاه را به صورت علنی به تصویر کشید، و در بعد خارجی نیز این واقعه آمریکا را به عنوان اصلی ترین حامی رژیم پهلوی دچار ابهام و سردرگمی کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، شروع نهضت امام خمینی(ره) و مبارزات ضد شاهنشاهی در آغاز دهه چهل و قیام 15 خرداد 42، مردم مسلمان را در سطحی گسترده رویاروی رژیم قرار داد. تلاش های فكری و سیاسی حضرت امام(ره) به عنوان رهبر نهضت با توجه به گستره وسیع هواداران اسلام انقلابی در میان روشنفكران دینی، سرانجام در میان مجموعه مخالفان سیاسی رژیم، جایگاه استوار و خدشه ناپذیر آن را تثبیت كرد و به عنوان خمیر مایه فكری انقلاب توانست همه جریان های موجود را باخود همراه ساخته یا به حاشیه براند. اما این نهضت به جرقه ای نیاز داشت كه در هفده دی 1356 افروخته شد و انقلاب را در شكل تازه ای كه عبارت از رویارویی آشكار و مستقیم با رژیم پهلوی بود به حركت در آورد و فضای نسبتا مساعد سیاسی سال های پس از 1355 نهضت را سرعت و شتاب بیشتری بخشید، كه طبیعتا واكنش دولت، سركوب خونین و قهرآمیز همه خیزش های انقلابی در تمامی مناطق كشور بود. یكی از مقاطع حساس مبارزات ملت مسلمان ایران علیه رژیم پهلوی، قیام 17 شهریور 1357 می باشد كه تا حدی به بررسی قیام و آثار آن خواهیم پرداخت.

در پی سیاست سركوب خونین در اواخر بهار تا اواسط تابستان سال 1357 از شدت و گستره اعتراضات و فعالیت های مخالفان رژیم تا حد زیادی كاسته شد و در تیر ماه همان سال، اوضاع كشور كاملا رو به آرامش نهاد. ناظران خارجی و مفسران سیاسی رژیم به این جمع بندی دست یافتند كه شاه پس از یك رشته درگیری با شورشیان و سركوب مخالفان از دی ماه 1356 تا خرداد ماه 1357، اكنون ابتكار عمل را به دست گرفته و كاملا بر اوضاع مسلط است و اكنون هیچ خطر جدی رژیم را تهدید نمی كند. شاه در این دوران در یك مصاحبه تشریح كرد كه "هیچ قدرتی توان كنار نهادن مرا نخواهد داشت. چه 700 هزار تن نیروی از من پشتیبانی می كنند، همه كارگران و اكثریت مردم پشت سرم هستند و من قدرتمندم."

اما شهریورماه سال 1357 كه مصادف با ماه رمضان بود. در شب های این ماه مبارك، در اكثر مجالس مذهبی و مساجد از اسارت و خفقان و نبودن آزادی و توهین رژیم به مقدسات ملت ایران صحبت می شد و مردم اعتراض خود را در قالب راهپیمایی نشان می دادند. نطفه ی روز خونین 17شهریور،در شب های ماه رمضان و بعد از روی كار آمدن دولت به اصطلاح آشتی ملی شریف امامی ـ در پنجم شهریور ـ بسته شد.

تظاهرات و قیام 17 شهریور 57 به دلیل کشتار بیش از 4000 نفر از مردم در خیابان های تهران به ویژه میدان شهدا (ژاله) به جمعه سیاه معروف شد. این واقعه تنها بیست روز پس از واقعه آتش‌سوزی سینما رکس آبادان در 28 مرداد 1357 رخ داد. دولت جمشید آموزگار که با شعار دولت فضای باز سیاسی روی کار آمده‌بود بعد از واقعه سینما رکس آبادان مجبور به استعفا شد و در روز 4 شهریور، محمدرضا پهلوی از جعفر شریف امامی که فرزند روحانی و رئیس مجلس سنا بود و به برخی مخالفت‌ها با دولت هویدا مشهور بود، دستور داد تا دولتی با شعار آشتی ملی تشکیل دهد.

اندکی بعد و در روز سیزدهم شهریور، راهپیمایی بزرگ عید فطر در تپه‌های قیطریه تهران، تبدیل به تظاهرات بر ضدّ حکومت شاهنشاهی شد. به دنبال این تظاهرات، ناآرامی‌های دیگری نیز تا روز شانزدهم شهریور به وقوع پیوست.

دعوت کننده اصلی راهپیمایی روز هفده شهریور روحانی‌ای به نام علامه یحیی نوری بود. این فرد از مبارزین برضد نظام شاهنشاهی بود که به صورت انفرادی عمل می‌نمود و ساکن اطراف میدان ژاله بود. از اولین ساعات صبح روز جمعه، مردم برای شرکت در راهپیمایی و نماز جمعه به امامت علامه یحیی نوری راهی میدان ژاله گردیدند. غافل از آنکه از ساعت 6 صبح، حکومت نظامی توسط فرماندار تهران ارتشبد "غلامعلی اویسی" اعلام و درحال اجرابود و اجتماع بیش از سه نفرهم ممنوع بود. اعلام دیرهنگام حکومت نظامی (ساعت 6 صبح همان‌روز) از دلایل شلوغی این تظاهرات بود.

فرماندهان نظامی ابتدا چندبار با بلندگو از مردم خواستند که متفرق شوند و وقتی با بی‌تفاوتی مردم روبه‌رو شدند، به سوی آنان آتش گشودند. فرمانداری نظامی تهران آمار 87 کشته و 250 مجروح را تأیید نمود. اما مخالفان اعلان داشتند که در این روز بیش از 4000 نفر کشته شده اند و تعداد کسانی که تنها در میدان ژاله جان باخته‌اند 500 نفر است.

این واقعه خونین دارای پیامدهایی نیز بود:

- تزلزل در اراده رژیم در رویارویی با ملت

- تزلزل ارتش

- تعمیق شکاف بین مردم و حکومت پهلوی

- تشدید سر در گمی آمریکا در برابر مسائل ایران

- گسترش اعتصابات و تضعیف روز افزون دولت

در مجموع حوادث ۱۷شهریور، انسجام ارتش را متزلزل و اراده آن را با تردید مواجه ساخت. استقرار طولانی مدت ارتش در میدان‌ها و مراکز مهم شهر که می‌بایست همانند نیروهای انتظامی با انقلابیون مقابله کند، از کارآمدی ارتش و توان آن کاست. چرا که ارتش اساسا به منظور حفظ امنیت مرزها و پاسداری از کشور در برابر تهدیدات خارجی به وجود آمده بود. اما اکنون ارتش می‌بایست تحت فرمان فرمانداری‌های نظامی شورای امنیت استان عمل کند که خواه ناخواه با هیات دولت و سایر مراکز قدرت در نحوه و اجرای فرامین حکومت نظامی اختلاف نظر می‌یافت.

امام خمینی یک روز پس از ۱۷ شهریور در اعلامیه ای در نجف خطاب به ملت ایران، شاه را دستوردهنده اعلان حکومت نظامی و مسئول مستقیم کشتار مردم دانست و به ارتشیان هشدار دادند تا در کنار ملت قرار گیرند و از همین زمان با تلاش رهبران محلی انقلاب، بسیاری از ارتشیان به ملت پیوستند.

واقعه ۱۷ شهریور اگرچه در ابعاد داخلی، رویارویی و تقابل ملت با رژیم شاه را به صورت علنی به تصویر کشید، اما بررسی ابعاد خارجی این واقعه ما را به نکات حایز اهمیتی رهنمون می‌سازد. پس از ۱۷ شهریور ۵۷، اگرچه کارتر رئیس جمهور آمریکا طی تماسی تلفنی با شاه او را از هر جهت مطمئن می‌سازد اما استراتژیست‌های کاخ سفید در طرح‌های خود برای حمایت از رژیم شاه تجدید نظر می‌کنند. به گونه‌ای که چند ماه بعد در کنفرانس گوادلوپ، کارتر در کنار رهبران سایر قدرت‌های جهانی به صراحت اعلام می‌دارد: محمد رضا پهلوی باید حکومت را رها کند.