عبدالمجید آل محمدی
عبدالمجید  آل محمدی
نام پدر: رمضان
محل تولد: خوزستان - مسجد سلیمان - روستای سبزآباد
تاریخ تولد: 1341/06/02
محل شهادت: عدم وجود اطلاعات
تاریخ شهادت: 1363/06/24
گلزار شهید: گلزارشهدای کلگه مسجدسليمان
مزار شهید: عدم وجود اطلاعات
دلم برایت بی تابی می کند اما پر از غرورم از این همه افتخاری که آفریدی. یاد حماسه سازی هایت خنده را بر لبانم می نشاند. دومین روز از شهریورماه سال 1341 در روستای سبزآباد از توابع مسجدسلیمان چشم های کوچک و مهربانت را به روی دنیا گشودی. دو ماه پس از تولّدت به مسجدسلیمان نقل مکان کردید. خانواده ات پر جمعیت بود و تو در میان 5 برادر و 4 خواهر بزرگ می شدی و من غرق در لذت بزرگ شدن تو در نظاره کردنت غوطه می خوردم.
دوران دبستان را در مدرسه ی اتحاد به پایان رساندی. اندامی ورزیده و کشیده داشتی و با گذشت و فداکاری ات زندگی را طوری دیگر می خواستی. درس می خواندی و در حین درس خواندن بنایی می کردی. برایت تابستان و زمستان مهم نبود؛ مهم این بود که کار کنی و کمک خرج خانواده ات باشی تا پدرت به تنهایی بار مسئولیت زندگی را به دوش نکشد. انقلاب برایت جلوه ای خاص داشت. با شور و شعفی غیرقابل وصف شعار می نوشتی و در راهپیمایی ها شرکت می کردی.
دیپلم ات را که در رشته ی راه و ساختمان از هنرستان شهید واقفی گرفتی، در هجدهمین روز از آذرماه 1361 به دیار حماسه ها شتافتی. فکه تو را برگزید تا در لشکر 16 زرهی (قزوین) گردان سواره نظام، دیده بان شوی. به خاطر شجاعت و صداقت، ارتش بارها به تو پیشنهاد داد تا در کادر رسمی اش قرار گیری اما تو جوابت هر بار همین بود: "من خط مقدم را بر عقب خط ترجیح می دهم و دوست دارم همین جا به شهادت برسم."
باهوش بودی و این را همه ی همرزمانت می دانستند. بعدها برایمان تعریف کردند که دقیقاً محل اصابت خمپاره ی دشمن را مشخص می کردی؛ همه می گفتند هوشت عالی بوده و تیزبینی ات فوق العاده. یاد حرف های هم رزمانت که می افتم، دلم برایت بیشتر تنگ می شود، حالم بد می شود؛ بی تاب می شوم. راستی آن جا چه دیدی که بالاترین هدفت شد جنگ و جبهه و دفاع؟
صبح روز 24 شهریورماه 1363 بود و تو عبدالمجید 22 ساله ی من طی یک مأموریت دیده بانی و تجسس موقع صبحانه خوردن توسط عراقی ها محاصره شدی. چاره ای به جز مبارزه ی تن به تن نداشتی چرا که غافلگیر شده بودی. تا آخرین نفس ات جنگیدی و مقاومت کردی تا آن جا که حریف عراقی ات نتوانست به تنهایی با تو بجنگد و به ناچار دیگر دوستانش را صدا زد و با فرو کردن سر نیزه ای زهرآلود در پهلویت تو را به فیض شهادت نایل کرد.
حالا من مانده ام و مزار تو در گلزار شهدای کلگه (مسجدسلیمان) و پنج شنبه هایی که سراسر دلتنگی ست.
نام مدت پخش
زندگینامه شهید عبدالمجید آل محمدی قسمت دوم 12:42

لطفاً برای شنیدن فایل صوتی فلش پلیر نصب نمایید

زندگینامه شهید عبدالمجید آل محمدی قسمت اول 15:43

لطفاً برای شنیدن فایل صوتی فلش پلیر نصب نمایید

گفتنی های شما

به عنوان مثال: 1234567-0912

captcha