محمدصادق زرآبادی پور - همسرم از این که دیر کردم و به مرخصی نیامده‌ام عذر می‌خواهم

<div id="will-content" style="text-align: justify; line-height: 1.8em; margin-top: 5px; padding: 10px;">بسم الله الرحمن الرحیم. به نام خدا و به یاد خدا و برای رضای خدا با سلام بر امام زمان (ع) و با درود بر امام امت و با سلام به روان پاک شهدا از صدر تا آخرین و سلام بر امت امام زمان(عج). خدمت همسر عزیزم بتول احمدی در این دم صبحگاهی که ساعت پنج است، سلام خالصانه عرض می&zwnj;کنم و پس از ابلاغ عرض سلام صحت و سلامتی شما همسر عزیزم را از درگاه ایزد منان خواسته و خواستارم. باری، همسرم، اگر شما هم از راه لطف و مرحمت جویای حال همسر حقیر خود باشید به لطف یزدان پاک حالم خوب است، هیچ گونه نگرانی بنده ندارم و به ذکر دعاگویی آن وجود عزیز، همیشه مشغول می&zwnj;باشم و امیدوارم به خدای سبحان که هر چه زودتر دیدارها تازه و روشن گردد. (امین یارب العالمین) همسر خوبم، نامه&zwnj;ات به دستم رسید و خیلی خیلی خوشحال شدم و به قدر یک دنیا از تو همسرم ممنون شدم، همسرم از این که دیر کردم و به مرخصی نیامده&zwnj;ام عذر می&zwnj;خواهم ولی این را بدان به دست خودم نیست، هیچ کسی نمی&zwnj;آید تا بنده بیایم، در ضمن خود و بچه&zwnj;هایمان باید برای رضای خداوند تبارک و تعالی صبر کنید و همیشه برای نصرت اسلام و سلامتی امام دعا کنید تا رزمندگان پیروز شوند بر کفر، یعنی همسرم تو خود می&zwnj;دانی که من شماها- خانواده عزیزم- را خیلی خیلی دوست دارم و بعد از خدای بزرگ همیشه به یاد شما عزیزانم هستم و به خاطر اسلام عزیز تکلیف شده که بمانم تا خدا چه بخواهد، رضای ما پس به رضایت الله دارد، پس رضاییم به رضای او. همسرم سعی کن یک زن نیرومند و شجاع باشی و با قدرت تمام زندگی و بچه&zwnj;هایمان را اداره کنی و همیشه صبور و بزرگوار باش که این طور هم هستید و بنده از شما خیلی خیلی رضایت دارم. همسرم اگر میل دارید و بچه&zwnj;ها هم کمتر دلتنگی کنند برو الین. بنده هم ان شاء الله دیگر مدت زیادی نمی&zwnj;مانم، ولی باز هم به دست خودم نیست که قول صددرصد بدهم کی و چه وقت می&zwnj;آیم. خدمت نور چشم عزیزم، آقا مهدی جانم! سلام پدرانه عرض می&zwnj;کنم و امیدوارم حال پسر خوب عزیزم، خیلی خیلی خوب باشد و درسش را هم خوب امتحان داده باشد که بابا، مهدی جان را خیلی خیلی دوست دارد. خدمت مادر خوبم و دختر عزیزم و نور چشمم اعظم خانم! سلام عرض می&zwnj;کنم و امیدوارم حال دختر قشنگم خیلی خیلی خوب باشد، دخترم برایم دلتنگی نکن، در ضمن با مامان برو و اسم خودت را در مدرسه بنویس. آقا محسن جان! سلام گلم، خوبی باباجان، بگو ببینم مامان را که اذیت نمی&zwnj;کنی، درسته، آفرین پسر خوب عزیزم، پدر صلواتی گفتم برو الین و زمین را درست کن، رفتی؟! آری، ما شاء الله به پسرم. سلام به مادر کوچولوی خودم که خیلی خیلی دوستش دارم، که به بابا می&zwnj;گفت (برو خانه&zwnj;تان) بلی همین راحله خانم را می&zwnj;گفتم، راحله جانم! تو هم برای بابا دلتنگی می&zwnj;کنی؟ چرا جانم مگر چه شده جان بابا، بیام خیلی بوست می&zwnj;کنم. خدمت تمام برادرانم با همسران و فرزندان&zwnj;شان خیلی خیلی دعا و سلام می&zwnj;رسانم، خدمت مادرانم فاطمه، مروارید و منور خیلی خیلی دعا و سلام فرزندانه می&zwnj;رسانم، خدمت تمام دوستان و آشنایان دعا و سلام می&zwnj;رسانم. در خاتمه بار دیگر به همسرم، همسری که زیاد دوستش دارم و خیلی هم افتخار می&zwnj;کنم که چنین همسری خداوند به بنده لطف کرده&zwnj;اند، سلام عرض کنم و هر چقدر که می&zwnj;نویسم باز هم سیر نمی&zwnj;شوم، دلم میخواهد خیلی خیلی با تو صحبت کنم، ولی دیگر نامه جایی ندارد و امیدوارم که بنده را مورد عفو خودت قرار دهی، خدمت شما فرج میهن پرست خیلی خیلی دعا و سلام می&zwnj;رساند. در ضمن همسرم شما گله کردید که نامه نمی&zwnj;دهم در صورتی که بیش از همه در اینجا بنده نامه می&zwnj;دهم. والسلام و من الله التوفیق. ۳۱/۰۳/۱۳۶۶. محمدصادق زرآبادی&zwnj;پور</div>
بازگشت