محمدرضا شریفی‌برزگر - مسئولیت خود را در قبلا خون شهیدان به خوبی ایفا کنید

<div id="will-content" style="padding: 10px; text-align: justify; line-height: 1.8em; margin-top: 5px;">بسم الله الرحمن الرحیم. (ولا تقولوا لمن یقتل فى سبیل الله امواتا، بل احیاً ولکن لاتشعرون) قرآن کریم. گمان مدارید آنانکه در راه خدا کشته شده مرده&zwnj;اند، ولیکن شما این حقیقت را در نمى&zwnj;یابید. به نام خداوند مهربان، و با درود بر پیامبران گرامى که از طرف خدا جهت راهنمایى انسان فرستاده شده&zwnj;اند تا مردم را به راه حق دعوت کرده، در راه ایزد متعال به لقاًاله پیوستند. سلام خدا بر محمد (ص) که اسلام را آورد و راه انسانیت را در جهان شناساند. درود بر خمینى کبیر، فرزند رسول اله (ص) که بنیانگذار جمهورى اسلامى در ایران شد، و پرچم لااله&zwnj;الاالله را بر فراز ایران به اهتزاز درآورد و با نواى الله اکبر خود کاخ ظلم و ستم را برانداخت و به جهانیان ثابت کرد، ما ظالم نیستیم بلکه ملت ستمدیده و مظلومى هستیم. و سلام و درود بر ملت قهرمان ایران، که به نداى حق، لبیک گفتند و نهضت حسینى را در ایران پیاده کردند. اکنون، یوم الله دیگرى است، و اینان پیرو امام حسین (ع) مى&zwnj;باشند. و سلام بر مادر گرامى و زحمتکش و مهربانم که مرا بزرگ کرده، صحیح و سالم تحویل جامعه&zwnj;اى خوب داد; هر چند من حق فرزندى را ادا نکردم ولى شما مرا حلالم کنید. اى مادر! بدان که ان الله مع الصابرین که خداوند با صابران است. صبور بوده، بعد از شهادتم ناراحت نباشید. و اى خواهران و برادرانم! امیدوارم که انشاالله ، همیشه در جامعه اسلامى امروز زمان به رهبرى امام خمینى، امام امت قدمهایتان در راه اسلام مستقیم باشد، و مسئولیت خود را در قبال خون شهدا به خوبى ایفا کرده و یاور اسلام باشید. و اى برادران و خواهران روستاییم! امیدوارم همان گونه که براى خدمت به انقلاب و اسلام نمونه بوده&zwnj;اید، نمونه باشید. من به عنوان برادر کوچک از شما مى&zwnj;خواهم، امام عزیز را تنها نگذارید و همواره یار امام باشید. و از خواهران عزیز و مهربان و قهرمان ایران مى&zwnj;خواهم که حجاب خود را رعایت کنند که حجاب تو کوبنده&zwnj;تر از خون من است. و من از کسانى که نسبت به انقلاب و امام بدبین هستند، مى&zwnj;خواهم که حتى براى لحظه&zwnj;اى هم که شده بر مزارم حاضر نباشند. از خانواده&zwnj;ام مى&zwnj;خواهم مراسم مرا ساده برگزار کنند; برایم گریه نکنند بلکه براى جوان هجده ساله امام حسین (ع) گریه کنند; براى یاران حسین (ع) گریه کنند چون آنان مظلومانه در راه خدا شهید شدند. من مى&zwnj;خواهم، تنم مانند شهید رجایى و شهید باهنر بسوزد و تکه تکه شود ، و اگر تکه&zwnj;اى از آن به دستشان رسید در گلزار شهدا دفن کنند. مزارم را بسیار ساده بسازید چون موقعى که حسین (ع) شهید شد کسى نبود آن بزرگوار را دفن کند. امیدوارم این چند کلمه را که نوشتم از جوانى که آخرین لحظات عمر خود را مى&zwnj;گذراند پذیرفته باشید. مرا ناکام نخوانید زیرا چه کامى بالاتر از شهادت در راه خدا، زندگى واقعى در همین سنگرهاست و در همین نمازهاست که در سنگرها برپا مى&zwnj;شود. انسانهاى پاک و واقعى که به دنبالشان بودم، در این سنگرها هستند. خداوند مرحمت فرموده و نور رحمتش را بر من تابانده، نورى که در تاریخ حسرت یک شعله مى&zwnj;کشید پرنور گشته، راستى چه زیباست عشق بین انسان با خدا. اى مادر مهربانم! همان گونه که هر مالى که خداوند به انسان داد باید خمسش را داد، من فکر مى&zwnj;کنم بهترین ثروت شما ما فرزندانیم; پس اگر شهید شدم مرا خمس فرزندانت حساب کن و شهادت فقط نصیب بندگان خالص و پاکش مى&zwnj;شود. و شما زینب (ص) وار حامل خون شهید خود باشید. والسلام علیکم و رحمه اله و برکاته. محمدرضا شریفى برزگر</div>
بازگشت