قاسم صفری‌حسین‌آبادی - داهم را ادامه دهید

<div id="will-content" style="padding: 10px; text-align: justify; line-height: 1.8em; margin-top: 5px;">به نام مهربانترین مهربانان. بسم رب الشهدا و الصدیقین. (ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون). گمان مبرید آنان که در راه خدا کشته شدند، مرده&zwnj;اند بلکه زنده&zwnj;اند و در نزد پروردگارشان روزى مى&zwnj;خورند. به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و درهم کوبنده مستکبران و یار و یاور مظلومان و با عرض درود و سلام فراوان بر امام امت و امت حزب الله و همچنین سلام بر رزمندگان کفر ستیز جبهه&zwnj;هاى نور علیه ظلمت. مادرم! کفنم را بیاور تا بپوشم و به این جهانخواران شرق و غرب بفهمانم که اگر خانه و کاشانه ما را هم بر سرمان ویران کنید، باز ما یک کلمه خواهیم گفت: (الله&zwnj;اکبر)، (لااله الا الله)، (محمد رسول الله) و (على ولى الله) یعنى گواهى مى دهم که نیست خدایى جز خداى بى همتا و گواهى مى&zwnj;دهم که (محمد) رسول و پیامبر خداست و گواهى مى&zwnj;دهم که على(ع)ولى و جانشین پیامبر خداست. مادرم! هیچ ناراحت نباش از این که مرا به جبهه&zwnj;هاى حق علیه باطل فرستادى. مادر مهربانم! باید خدا را شکر کنى که فرزندت راه گمراهى را در پیش نگرفت و راهى را رفت که حسین(ع) آن را تا آخرین قطره خونش پیمود. مادرم! اگر سعادت پیدا کردم و شهید شدم بر سر مزارم ناله و شیون مکن، نمى&zwnj;گویم که اصلا گریه نکن بلکه مى&zwnj;گویم که اگر خواستى گریه کنى، اول به مظلومیت ابا عبدالله گریه کن و بعد بر شهیدانى گریه کن که مفقودالاثر و مفقودالجسد شده&zwnj;اند. و تو اى پدر زحمتکش من تو هم باید افتخار کنى که فرزند حقیرت را در راه اسلام و قرآن دادى و بدان که روزى خداوند جزاى آنهایى را که بر علیه اسلام و قرآن و پیامبر جنگیدند خواهد داد. پدرم! من امانتى هستم از طرف خداوند که به طور امانت هم پیش شما زندگى مى&zwnj;کردم. بدانید که خداوند روزى امانت خود را از شما باز خواهد گرفت. اى پدر و مادر مهربان! انسان روزى به دنیا مى&zwnj;آید و روز دیگر از این دنیاى چند روزه مى&zwnj;رود، پس چه بهتر که انسان راه حق را انتخاب کند، که همان شهادت در راه خداست. خواهرانم! زینب گونه باشید و همیشه خون حسین در رگ داشته باشید و پیام زینب بر لب. باید بگویم که در حجاب اسلامى لازم است و حجاب تو، وقار توست. و شما اى برادرانم! از شما مى&zwnj;خواهم که راهم را ادامه دهید و مگذارید که خونم به هدر رود و از مرگ من نیز ناراحت و غمگین مشوید.۶/۱۲/۶۶. برادر حقیرتان قاسم صفرى حسین آبادی</div>
بازگشت