یدالله ذوالقدر - شما را به اخلاق اسلامی توصیه می کنم

<div id="will-content" style="padding: 10px; text-align: justify; line-height: 1.8em; margin-top: 5px;">بسم الله الرحمن الرحیم. &laquo;هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده&zwnj;ی عالم دوام ما&raquo;. با سلام به پیشگاه آقا امام عصر (عج)، فرمانده&zwnj;ی جبهه&zwnj;های نور و ایثار و نایب بر حقش، امام خمینی (س) و با سلام به شهیدان. این&zwnj;جانب &laquo;یدالله ذوالقدر&raquo;، معتقد دین اسلام، گواهی دهنده&zwnj;ی وحدانیت ذات باری تعالی، مرید آقا رسول الله (ص)، رهرو راه حسین ثارالله (ع)، جانباز خمینی روح&zwnj;الله (س) و دوستدار خدمتگزاران جمهوری اسلامی، با نام خداوند وصیت&zwnj;نامه&zwnj;ی خود را آغاز می&zwnj;کنم: &laquo; لا راحة للمؤمن إلا فی لقاء الله &raquo; ـ برای اهل ایمان آرامشی جز ملاقات پروردگار نیست. &laquo;السلام علیک یا ابا عبد الله و علی الارواح التی حلت بفنائک&raquo; سلام به تو ای حسین (ع) عزیز و ای شمع شب و ای چلچراغ قلب تیره&zwnj;ام! ندایت را شنیدم و به آن پاسخ دادم. من عاشق راه خونین تو هستم و آلاله&zwnj;ی عشق را دیری&zwnj;ست که از &laquo;میثم&raquo; بر سر دار آموخته&zwnj;ام. من با ذره&zwnj;ذره سوختن، هزارباره با تو بیعت می&zwnj;کنم. ای وسعت بی&zwnj;کران دل&zwnj;ها! از چهره نقاب بیافکن و روی خود آشکار کن، که از نور رخ تو زمزمه&zwnj;ی محبت از دلم برخاسته است. آخر من ز درد و غم دوری تو سوختم. امشب که این وصیت&zwnj;نامه را می&zwnj;نویسم با چشمانی اشکبار و از فرسنگ&zwnj;ها راه، مقابل حَرَم&zwnj;ات زانو زده و گریه می&zwnj;کنم و خاک گرم سنگر، اشک&zwnj;هایم را مُزین می&zwnj;کند. چه&zwnj;قدر دلم می&zwnj;خواهد قبر تو را در بغل گیرم و همراه با رزمندگان در صحن و سرایت به یاد گل&zwnj;گون پیکران بسیجی ـ که در راه تو پیکر گرم&zwnj;شان هنوز زیر خاک&zwnj;های سوزان &laquo;خوزستان&raquo; پنهان مانده اند ـ سرشک غم بر دیدگانم جاری کنم. حسین جان! &laquo;ای خاک کربلای تو مُهر نماز من / این خاک را به مُلک سلیمان نمی&zwnj;دهم&raquo; چند روز دیگر، پیکر من درون خاک تیره جای می&zwnj;گیرد و امروز به همین دل&zwnj;خوشم که جهادم در راه تو بوده و از خدایم تشکر می&zwnj;کنم. اما روی سخنم با خانواده&zwnj;ام: پدر جان و مادر جان! خجالت می&zwnj;کشم که بگویم حلالم کنید؛ زیرا زیاد شما را اذیت کرده&zwnj;ام. اکنون که در سنگر با چشمانی خونین در محراب اُمیدم به عبادت ایستاده&zwnj;ام و گمان می&zwnj;کنم که ساعات آخر زندگی خود را می&zwnj;گذرانم، خواهشمندم از من راضی شوید. مادرجان! از این&zwnj; که مرا صحیح تربیت نمودی، تشکر می&zwnj;کنم. دلم می&zwnj;خواهد شما راه اولیای خدا را ادامه دهید. زمانی خدا از شما راضی می&zwnj;شود که به گفته&zwnj;هایش جامه&zwnj;ی عمل بپوشانید. اگر در این مدت به هر نحوی باعث اذیت&zwnj;تان شدم، پوزش می&zwnj;طلبم. خدا می&zwnj;داند که دلم شکسته و به یاد شما این جملات را می&zwnj;نویسم. اما برادرانم! شاید این آخرین حرف&zwnj;هایم با شما باشد. در کارهای&zwnj;تان از حسین (ع) درس بگیرید. شما را در اعمال و گفتارتان به اخلاق اسلامی توصیه می&zwnj;کنم. خواهران عزیزم! مرا باید ببخشید از این که گاه&zwnj;گاهی اذیت&zwnj;تان کرده&zwnj;ام؛ خُب، بالاخره انسان جایز الخطاست. شما با داشتن اخلاقی خوب، از فاطمه زهرا (س) نیز درس اخلاق و حجاب بیاموزید و با حجاب اسلامی&zwnj;تان، سد بزرگی جلوی ضد انقلاب احداث کنید، تا ضربه&zwnj;ای کوبنده ـ مثل خون شهید ـ بر پیکرشان وارد شود. خانواده&zwnj;ام! اگر خداوند بر من منت نهاد و شهید شدم، امیدوارم به من &laquo;ناکام&raquo; نگویید؛ چون به نهایت کام گرفته&zwnj;ام، که &laquo;شهادت&raquo;، بهترین آرزوهاست. خرسندم. آفرین بر شما که ادامه دهندگان راه شهدا هستید. سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و دست از حمایت او بر ندارید و دل او را نشکنید، که خدا به قهر می&zwnj;آید. سخنانش را آویزه&zwnj;ی گوش&zwnj;تان کنید. شعار قلبی من و خواسته&zwnj;ی ملت ایران را از خدا بخواهید. ای امام عزیز! عُمرم فدای یک لحظه&zwnj;ی نَفَسَت. مادرجان! شب&zwnj;های جمعه به مزارم بیا تا تنها نباشم. منتظرت هستم تا دلم نگیرد. مادرجان! گریه کن؛ هر چه&zwnj;قدر که دلت می&zwnj;خواهد. از گریه منعت نمی&zwnj;کنم؛ چون امام حسین (ع) نیز بر نعش &laquo;علی اکبر&raquo;ها گریه می&zwnj;کرد. اشک تو، خاک قبر را مُزین خواهد کرد؛ اما نه برای من، چون من تو را دارم. برای شهیدی گریه کن که مادر ندارد. یدالله ذوالقدر</div>
بازگشت