موسی رجبی‌برزگر - خداوند مصلحت را در این دید که به زیارت خود امام حسین و یارانش نایل گردم

بسم الله الرحمن الرحیم. این‌جانب در صحت و سلامتی و اختیار [و] در حالی که ایمان به وحدانیت پروردگار عالمیان و به [نبوت] پیامبران ـ از حضرت آدم (ع) تا حضرت محمّد بن عبدالله (صلی الله علیه و اله و سلّم) ـ و به [امامت] امامان اثنی عشر ـ که اول آن‌ها حضرت علی (ع) و آخرین آن‌ها حضرت بقیه الله الاعظم (ارواحنا له الفداه) [می‌باشد]، که هم اکنون در پس پرده‌ی غیبت است و به [حقانیت] معاد ـ روز قیامت [و] حساب و کتاب [و روز] حشر و نشر ـ و به آن‌چه پیامبر [(ص)] و ائمه‌ی اثنی عشر (علیهم السلام) بیان فرموده‌اند، دارم؛ وصیت خود را آغاز می‌کنم: خواهران و برادران ایمانی! «و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا یشعرون» [(بقره/ ۱۵۴)] از زمان رسول اکرم [(ص)] تا زمان ما، دوره‌ای به این صورت (غیر از زمان رسول اکرم [(ص)] و چند سال دوران خلافت علی (ع)) وجود نداشته و امروز پرچمی که برافراشته شده، به نام اسلام است و سخنی که گفته می‌شود، تمام آن به حساب اسلام است. [زمانی که انقلاب] اسلامی در ایران به پیروزی رسید، دشمنان از تمام نقاط جهان متحد شدند تا نوکری حلقه به گوش پیدا کنند و او را حمایت نمایند، [تا] جمهوری اسلامی ایران را یا نابود [کرده] و یا به تصرف خود درآورند؛ [یعنی] اصلاً جمهوری اسلامی در دنیا وجود نداشته باشد. «صدام» عفلقی ـ این دشمن قسم خورده‌ی اسلام و قرآن ـ آمادگی خود را نشان داد و از همه جا او را حمایت کردند؛ [طوری که] با تمام قوا به سرزمین مقدس ما یورش آورد [و] به هیچ کس رحم نکرد؛ زن و مرد، پیر و جوان و حتی کودکان خردسال. بیش از شش سال است که رزمندگان عزیز اسلام با نثار خون خود برای اسلام، در مقابل این دشمن قسم خورده ایستادگی نموده‌ و دشمن را به التماس وادار کرده‌اند. من هم بر خود تکلیف شرعی و الهی دانستم که دِینِ خود را به اسلام و قرآن ادا نمایم. برای همه آن چه که دشمن بر آن تکیه می‌کند و تأکید دارد، تجربه شده [و] ما باید از آن بترسیم. دشمن امروز دم از صلح و مُهلت می‌زند [و ما] باید بدانیم [که] این حربه‌ی آخر دشمن است. باید این حربه را از بین ببریم و [من]، امروز آماده‌ام که سلاح را به دست [گرفته و] این صدام عفلقی را ـ که نماینده‌ی ابرقدرت‌هاست ـ از بین ببرم، [اما] فعلاً [که]‌ خداوند مصلحت ندانسته به دست من به هلاکت برسد؛ ولی در تضعیف قوا و روحیه وی قدمی بس مثبت برداشته[ام] و خداوند را شکر می‌کنم که مرا توفیق شهادت داد، [تا] حیات جاودانه را کسب [نمایم]. از همه می‌خواهم که اسلحه‌ی مرا به دوش گیرند و تا توان و قدرت دارند برای اسلام و قرآن خدمت کنند و تا نابودی دشمنان اسلام و مسلمین از پای ننشینند. آرزو داشتم که توفیق زیارت کربلا را پیدا کنم؛ ولی خداوند مصلحت را در این دید که به زیارت خود حسین (ع) و یارانش نایل گردم. از مادرم ـ که زحمات زیادی برای من کشیده ـ تشکر می‌کنم و از او درخواست می‌کنم که مرا حلال کند. از خواهران و برادرانم می‌خواهم که چنان‌ چه از من رنجشی دیده‌اند، مرا حلال نمایند. دو سال نماز و روزه‌ی قضا دارم، که ـ ان شاء الله ـ در صورت امکان برایم به جا آوردید و مرا در کنار قبور شهدا به خاک سپارید. مادر! از تو می‌خواهم که در عزایم زیاد گریه نکنی [و] زینب‌وار صبر و استقامت پیشه کنی؛ زیرا «زینب» [(س)] نیز در کربلا فرزند خود را از دست داد و هیچ بی‌طاقتی ننمود و من هم قول می‌دهم در روز قیامت شفاعت تو را بنمایم. از همه‌ی خواهران و برادران ایمانی درخواست می‌کنم، صدام و یارانش را مُهلت نفس کشیدن ندهند و با تمام قدرت و توان بر [آنان] هجوم برند و او را از صفحه‌ی روزگار نابود سازند، تا دیگر هیچ دشمنی طمع به خاک مقدس جمهوری اسلامی پیدا نکند و اسلام و قرآن بیمه [گردند]. در خاتمه از برادرم می‌خواهم که از مادرم خوب مواظبت نماید. و السلام. موسی رجبی برزگر
بازگشت