تقی رحمانی - قرآن را آویزۀ گوش فرزندمان قرار بده

بسم الله الرحمن الرحیم. «بسم الله الرب المستضعفین و رب القاسم الجبارین [و] رب الشهداء و الصدیقین و رب النبیین و الصالحین ثم الصلوه و السلام علی اشرف الانبیاء و خاتم الرسل محمد بن عبدالله و الصلوه و السلام علی ائمه الهداه المهدیین من علی ابن ابیطالب الی حجه ابن الحسن (عج)» و سلام بر معلم انقلاب و شهادت، استاد بزرگ شیعه، حضرت سید الشهدا (علیه السلام) و بر نبیره‌ی پاکش و فرزند خلفش، سید مستضعفان جهان، امام خمینی [(س)] و درود بی‌پایان بر شهیدان اسلام ـ از هابیل تا حسین (ع) و از حسین تاکنون ـ و لعنت خدا بر کافران و ظالمان صحنه‌ی گیتی ـ از اکنون تا «یوم الدین». و ستایش سزاوار پروردگاری است که انسان را از خاک آفرید و دوباره به خاک بر می‌گرداند و بعد از آن، دوباره زنده می‌کند و در «یوم الحساب» از او سؤال می‌کند، تا برای رفتار خود در دنیا پاسخ گوید و هر کس را از نیکی‌ها و بدی‌هایش در دنیا کارنامه‌ای است. پس باید انسان بداند که چه [هست] و به چه هدف خلق گردیده است و خلیفه‌ی خدا بودن، یعنی چه؟! و اینک که می‌رویم تا پرچم خونین کربلا را در سراسر گیتی به همت امام‌مان، خمینی بت‌شکن به اهتزاز درآورده و زمینه‌ی حکومت عدل جهانی را برای ظهور حضرت ولی عصر [(عج) ایجاد نماییم، تا وعده‌ی خداوند ـ که حکومت مستضعفین است ـ به ثبوت برسد، نباید در هیچ راهی سکوت اختیار نماییم و کوتاهی به خرج دهیم. در این راه من نیز میل دارم به خیل عزیزانی که در جبهه‌های جنگ با کفر مشغول نبرد هستند، بپیوندم و این مکتوب را به عنوان آخرین کلام و وصیت‌نامه می‌نگارم، تا نشانگر هدف و ایده‌ام بوده و راهگشایی برای نسل آینده و باقی‌ماندگان باشد. اولین هدفم از این عزم، ادامه‌ی همان راه سرخ شهادت در راه خداست که در مواقع بحرانی ـ چون حال ـ بر همه‌ی مسلمانان و مؤمنان واجب است، که به امر «ولی امر» عازم جبهه جنگ با کفر و شرک گردیده و از اسلام محمدی (ص) دفاع نمایند و در این راه زنده و جاویدگردند، تا وعده‌ی خداوندی درباره‌ی آنان ـ که پس از شهادت زنده خواهند ماند ـ به انجام برسد؛ چرا که مفهوم: «هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق / ثبت است بر جریده‌ی عـالم دوام مـا»، به وضوح در آیات متعدد قرآنی بیان گردیده است [و] چرا که: «ان الحیاه عقیده و الجهاد» ـ زندگی جز عقیده به توحید نبوده [و] باید در راه عقیده به الله گام برداشت و جهاد نمود. ... و دیگر هدفم این که لبیک اجابت به ندای «هل من ناصرٍ ینصرنی و هل من معینٍ » امام حسین (ع) که از پشت پرده‌ی تاریخ تاکنون به گوش می‌رسد و یاری می‌طلبد ـ بگویم و از ایثار جان و مال و ناموس [خود] در راه خدا دریغ نکنم، تا دین مبین اسلام از خطر نجات یافته و همچنان علم سبز محمدی [(ص)] در اهتزاز باشد. و مطلب دیگر، خطاب به همسرم و اعضای خانواده‌ام [این] است که بدانند سعادتی بالاتر از این نیست که یک انسان وارسته قدم در راه حق گذاشته و به جهاد بپردازد و این افتخاری است که کمتر نصیب کسان دیگر می‌گردد و این عزیزان نیز باید افتخار کنند که این سعادت نصیب من می‌گردد و بدانند که در شهادت من [و] در این راه، نباید کمترین غم و اندوهی به خود راه دهند؛ بلکه شکر خدای را به جا آورد[ه] و تقوا و پرهیزکاری پیشه‌ی [خود] سازند و هیچ[گونه] گریه نکنند [و] بلکه بخندند؛ زیرا که: «ای خوش آن کس را که وابسته بـه اوست / جـان خـود دادن بـه الله چه نکوست» و تو، همسرم! در مرگ من نکند که عزادار باشی و سیاه بپوشی؛ بلکه سرخ بپوش، به نشانه‌ی خط سرخ شهادت [و] به نشانه‌ی خون سرخ شهیدان اسلام و بدان که تو را بیشتر از هر چه و آنچه که در فکر می‌گنجد، دوست می‌دارم و به تو صمیمانه عشق می‌ورزم و بعد از خود، تو را به خدای بزرگ سپرده [و] به صبر و استقامت وصیت می‌کنم و بعد از خود، آزادت می‌گذارم تا هر گونه که میل داری به ادامه‌ی زندگی بپردازی و فقط تنها خواسته‌ام منحرف نشدن تو از مسیر الله است و بس. فرزندم را نیز به تو می‌سپارم و از تو می‌خواهم که بعد از تولدش از سر چشمه‌ی اسلام کامیابش نموده و به پرورش وی بپردازی، [که] دیگری را بر او حق نیست. بعد از ولادتش اگر ذکور [بود]، نامش را به یاد رسالت رهبر «رسول» و یا به یاد نیکوکاری و احسان رهبر «محسن» [بگذار] و اگر اناث [بود] به یاد اولین زن شهید راه اسلام «سمیه» [بنامش] و سعی کن آن چنان بار آید که او نیز چون من به انتخاب شهادت بپردازد و از خط و مشی من به او بیاموز و قرآن را آویزه‌ی گوشش قرار ده و از کوچکترین انحراف و کج‌روی پرهیزش دار. تقی رحمانی
بازگشت