گنج‌علی غیاثوند محمدخانی - همیشه گوش به فرمان رهبر انقلاب باشید

بسم الله الرحمن الرحیم. «انا لله و انا الیه راجعون» به نام تو اى خالق بخشنده مهربان ! و اى پدید آورنده مخلوقات جهان ! و اى سازنده زمین و آسمان ! و اى فروزنده انوار درخشان ! بار خدایا ! به محمد و آلش درود و رحمت فرست. بار الها ! از تو مى‏خواهم که سلامتى و طول عمر به رهبر زعیم و عالیقدر، امام خمینى عنایت فرمایى. از تو مى‏خواهم که سلامتى و فرج به یگانه منجى عالم عصر، امام مهدى(عج) ـ ارواحنا له الفداء ـ عطا کنى، در این ایام الله و مخصوصا در این پیروزیهایى که به رهبریت ایشان بر علیه کفر انجام مى‏گیرد. بار خدایا! توفیق سلامتى به روحانیت اصیل در خط امام، عنایت بفرما. بار خدایا ! شهیدان ما را با شهیدان کربلا هم جوار بگردان و مؤیدشان بدار و به بازماندگان صبر جمیل و جزاى جزیل و عمر طولانى عطا بفرما. بار خدایا ! قادرا ! روا مدار که کسى از ما برنجد و ما را نبخشد، روا مدار که لغزشى از ما پدید آید. بار خدایا از تو مى‏خواهم که ما را از جمیع شرهاى دنیا و آخرت در امان بدارى و ما را به آنچه مقصود و مطلوب اکمل تو و رضاى توست برسانى. تردیدى نیست که در قاموس وجدان انسانى، زندگى اصیل و شرافتمندانه باعث سعادت انسان است و زندگى که با شرافت توام باشد اما سعادت انسان را در بر نداشته باشد زندگى نیست بلکه مرگى است بس تلخ‏تر و ناگوارتر از مرگ طبیعى. و انسانى که براى شرافت و سعادت خود ارزش قائل است باید همانطور که به طور طبیعى از مرگ مى‏گریزد، از زندگى پست و خالى از شرافت نیز بگریزد و دور گردد. انسان در هر محیطى که زندگى مى‏کند و هر روشى که در زندگى خود در پیش مى‏گیرد با نهاد و فطرت خدادادى خود مى‏فهمد که مرگ در راه آن چه، آن را تقدیس مى‏کند خود سعادت است. این مسئله در منطق دین از هر منطق دیگرى روشن‏تر و به همان اندازه از پندار خرافه دورتر است، زیرا کسى که به دستوردین از جامعه دینى خود دفاع مى‏کند و در این راه جان مى‏سپارد، مى‏داند که با این کار محرومیتى را برخود هموار نکرده است بلکه با فدا کردن جان شیرین خود در راه خدا زندگى شیرین‏تر و گرانبهاتر و جاویدانى را بدست آورده است و به راستى که سعادت وى قابل زوال نیست. همانطور که خداوند متعال در کلام خود مى‏فرماید: «لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» یعنى: گمان نبرید کسانى که در راه خدا کشته شده‏اند مرده‏اند، بلکه زنده‏اند و در مقام قرب پروردگار از نعمتهاى او برخوردار هستند و روزى مى‏خورند. ولى در روشهاى غیر دینى زندگى انسان را به همین زندگى چند روزه و گذرا محدود و منحصر مى‏دانند و هرگز اعتقادى به زندگى پس از مرگ و سعادت و نیکبختى در جهان آخرت وجود ندارد. در قرآن مجید تقدیسى که درباره شهادت و کشته شدن در راه خدا دیده مى‏شود، درباره هیچ عمل اجتماعى دیگر نمى‏توان سراغ گرفت. همچنین پیغمبر اکرم(ص) مى‏فرمایند: «بالاتر از هر نیکوکارى کار نیکوى دیگرى هست تا برسد به شهادت؛ که بالاتر از آن نیکوکارى وجود ندارد.» مسلمانان صدر اسلام نیز از پیغمبر اکرم براى خود درخواست استغفار مى‏کردند و در اثر دعاى آن حضرت به درجه رفیع شهادت نائل مى‏شدند و ایشان هیچگاه براى کسانى که با شهادت از دنیا مى‏رفتند، گریه نمى‏کردند، چرا که مى‏دانستند شهیدان زنده‏اند و هرگز نمى‏میرند. سخنى با پدر و مادرم: پدر بزرگوارم ! مادر عزیزم ! شهادت سعادت مى‏خواهد و منطق شهادت از هر امرى بالاتر است و به گفته خداوند در قرآن مجید: شهید مرده نیست بلکه زنده است و در نزد خداوند متعال روزى مى‏خورد و هدف من از بیان این مطلب این است که از شما عزیزان بخواهم که چون کوه استوار باشید و صبر پیشه کنید و مانند مسلمانان صدر اسلام رفتار نمایید و بدانید که قلب مؤمن از هر کوهى استوارتر است. عزیزان من ! شما براى من رنجها و زحمتهاى فراوان کشیده‏اید و من از اینکه نتوانسته‏ام زحمات شما را جبران کنم، متأثرم. مى‏دانم که برایم آرزوهاى دیرینه و براى زندگى‏ام معیارهاى سازنده در نظر داشتید، اما بدانید که بزرگترین و والاترین آرزو و هدف و معیار براى من شهادت است و اگر مى‏خواهید که روح مرا شاد کنید، از شما مى‏خواهم تا آنجایى که ممکن است برایم گریه نکنید و اگر گریه کنید بدانید که روحم را ناراحت و متأثر کرده‏اید. راستى ! چرا نباید براى کسى که در راه خدا کشته مى‏شود شادى کرد. شهادت براى شهید سعادت و خوشبختى است و براى خانواده‏اش، افتخارى بس ارزنده و عظیم و سندى بر ایثار بزرگ آنان، نزد خدا. اى مادر محبوبم ! اى عزیز دلم ! بعد از شهادتم شما بهتر مى‏توانید مانند خانواده شهدا و همراه آنها، با پیامهاى اسلام که به وسیله رهبر عزیزمان به شما مى‏رسد، هم‏فکر و هم‏عقیده شوید. امیدوارم که خانواده ام بعد از شهادتم، بیش از پیش تقوى را پیشه خود کنند. به تمام اهل خانواده پدر، مادر، برادر بزرگم، برادران کوچکم، خواهر عزیزم، و تمام دوستان و آشنایان توصیه مى‏کنم به فرموده مولاى خود سرور راهروان عالم بشریت، امیر مؤمنان على بن ابى طالب(ع) که مى‏فرمایند: «تقوا را نصب العین خود قرار دهید» گوش جان بسپارید و متقی باشید و در خط اصیل امام، که یگانه خط انبیا و اولیاى خداست، قرار بگیرید. امیدوارم که تا آخرین قطره خون خود در راه خدا، در راه قرآن و در راه وطن و نیز در راه شهداى انقلاب که همانند شهداى کربلا با دشمنان در ستیز بوده‏اند و خون خود را نثار دین اسلام کرده‏اند، از این آب و خاک میهن اسلامى دفاع کنید و همیشه گوش به فرمان رهبر انقلاب باشید. از خداوند متعال خواهان صبر جزیل براى شما بازماندگان شهدا هستم. و باز در آخر پدر و مادر گرامى‏ام ! یادآورى مى‏کنم که اگر مى‏خواهید روحم را ناراحت نکنید، دلم را افسرده نسازید و برایم گریه نکنید. امیدوارم که همه دوستان و آشنایان عزیز مرا به خاطر اینکه ممکن است اذیتشان کرده باشم یا احیانا خطایى از من سرزده باشد و به خاطر خداحافظى نکردنم با بعضى از آنها، ببخشند. در ضمن باید بگویم که این وصیت‏نامه را با خط خودم، در روز چهارشنبه ۱۳/۱۲/۶۰ با روحى سرشار از عشق و اشتیاق به «الله» نوشتم. اى خدایى که خالق بشرى/ مهربان‏تر ز مادر و پدرى/ چنین خواه بر ما سرانجام کار/ تو خشنود باشى و ما رستگار. والسلام. دوست و برادر کوچک شما. گنج‏على غیاثوند محمدخانی
بازگشت