میراعلا میربابایی گلرودباری - درس خواندن توشه آخرت

بسمِ اللّه الرّحمنِ الرّحیم. با سلام به شما خانواده گرامى و عزیز، امیدوارم همیشه شاداب و سرحال باشید و انشااله. که هیچ گونه ناراحتى و گرفتارى نداشته باشید. پدر و مادر عزیز و خانواده محترم! شاید زمانى. نوشته‏ام را بخوانید که در میان شما و در آغوش گرمتان نباشم ، زیرا دنیا محل گذر است؛ دنیا براى آن است که انسان جهت آخرت توشه‏اى ذخیره کند. این دنیا مقدمه کار و سازندگى براى جهان باقى است. پس باید در این دنیا توشه‏اى از عشق، محبت و ایمان به خدا فراهم ساخته تا در آن دنیا به سعادت که خداوند وعده فرموده برسیم. نمى‏خواهم زیاد بنویسم که از حوصله خارج باشد، فقط پیامى براى خواهران و برادران دارم: اول، با خواندن درستان مى‏توانید جهت سعادت خویش توشه‏اى براى دنیا و آخرت ذخیره کنید. دیگر اینکه از خواهرانم مى‏خواهم در حفظ حجاب کوشا بوده، زیرا به قول برادر شهیدى: «حجاب تو کوبنده‏تر از خون من است». به پدر و مادرم توصیه مى‏کنم در شهادتم صبور و مقاوم باشند، مى‏دانم که در طول عمرم زحمات زیادى متحمل شده‏اند ولى اگر شهید شدم شما بایستى افتخار کنید که من این راه را برگزیده‏ام. آن هنگام که سپیده مى‏دمد و باد صبحگاهى تن خفته انسان را مى‏لرزاند؛ در آن هنگام که خورشید از پشت کوههاى بلند و سر به فلک کشیده بیرون مى‏آید و در آن هنگام که مرغ شب بانگ خاموشى سر مى‏دهد. در تمامى آن لحظات چه خفته؛ چه بیدار؛ چه نگران؛ چه شاد؛ من در همه وقت چون پروانه‏اى با تمام افکار خود گرد شمع وجود شما مى‏گردم. چون من به فکر شما هستم، دورى را ملال نمى‏بینم چون روحم با شماست؛ به امید شما مى‏خوابم و به امید دیدن رخ چون شما در خیال خود بیدار مى‏شوم. پس با این حال از شما فاصله‏اى ندارم. در حالى مى نگارم که در سکوت جسم خویش سرگشته‏ام؛ سینه‏ام ابرهاى غم گرفته؛ دلم خیال باریدن دارد؛ هجوم موج اشک ساحل چشمانم را شکسته است. انگار، انتظار، دلم را به بازى گرفته است. اى انتظار! تو در سینه‏ام بمان؛ حفظت خواهم کرد. شاید روزى نسیم عشق الهى دل سردم را به سبزترین نقطه بهشت برین رهنمون کند و روحم را با ارواح مطهر ائمه اطهار محشور گردند در ضمن امام عزیزمان را از خود راضى و خشنود گردانم. والسلام علیکم و رحمة اله و برکاته. ۲۸/۴/۷۲. سید میراعلا میربابایى
بازگشت